محمد ابراهيمى وركيانى
23
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
فصل اول : جزيرةالعرب از نظر اقليمى ، مردمى و مذهبى پيش از بعثت جزيرةالعرب يا شبهجزيره عربستان ؟ درخصوص جغرافياى حوادث تاريخ اسلام بسيارى از نويسندگان اصطلاح جزيرةالعرب و بسيارى نيز اصطلاح شبهجزيره عربستان را بهكار بردهاند . از اين جهت ، نخستين پرسش پيشروى اين است كه كداميك از اين دو اصطلاح صحيح است ؟ در واقع يك منطقهء جغرافيايى نمىتواند هم جزيره و هم شبهجزيره بشمار آيد . جزيره منطقهاى است كه همهء مرزهاى آن با كشورهاى مجاور ، از آبهايى مانند اقيانوس ، دريا و يا رودهاى بزرگ تشيكل شده و شبهجزيره نيز منطقهاى است كه بيشترين مرزهاى آن را آب فرا گرفته است . اين دو تعريف در نظر ابتدايى متناقض مىنمايد ، ولى بهحقيقت هر دو اصطلاح بهدقت به كار برده شده و هيچيك از دو گروه در اين معنا به خطا نرفتهاند ؛ زيرا كسانى كه واژهء جزيره را به كار بردهاند ، مرادشان سرزمينى است كه از ماقبل تاريخ متعلق به ملت عرب بوده و ساكنان آن ( همه يا بيشتر آنها ) به زبان عربى سخن گفته و بوميان اصلى اين منطقه بودهاند . « 1 » اما آنانى
--> ( 1 ) . آبهاى ساحلى جزيرة العرب عبارت است از درياى مديترانه كه از طريق كانال سوئز به درياى سرخ مىپيوندد و سرانجام به خليج عدن و اقيانوس هند و درياى عمان و خليج فارس و اروند رود و شط العرب و فرات كه تا نزديكى مديترانه كشتيرانى مىشد . ( بنگريد به : حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 269 و 272 )